&&** سفره های 7 سین را می فهمم !!
به نام خداوندی که بهترین ها را خلق می کند
سالهای سال است که بالغ شده ام . سالهای سال است که خوب را از بد تمییز می دهم . می فهمم
احساس می کنم ... باور می کنم ... دوست دارم دوست داشته باشم تا دوستم بدارند ...
سالهاست که روزها کهنه می شوند ؛ می آیند ؛ می روند !
برگها ، درختها می میرند ! زنده می شوند ؛ نفس می کشند از نفسهای آنها جان می گیرم ؛
لذت می برم ...
سالهای سال است 7 سین های عیدم کم می آیند .. کامل نمی شوند ... و چه قدر سبزه های
سبز شده توسط مادربزرگم برکت می آورند بر سفره ی 6سین مان ... ماهی های کوچک تنگ
نارنجی رنگم گاهی ماها زنده می ماندند !! اما سال 91 همان روزهای اول عید ، عمرشان را
بخشیدند به ماهی های رودخانه ی نزدیک خانه ی مان ...
سالهای سال است که غربت روزگارانم را ، برای دل تنهایم می نویسم... سالهای نوجوانی ام گاهی
هر ثانیه اش را در قلبم حک کرده ام . مادرم را حس کرده ام و خواهم نمود پدرم را زندگی کرده ام
خواهر کوچکم را دوست می داشتم و برادر عزیزم را قدر دان بوده ام بجز آن لحظه هایی که
شیطنت می کند !!
سالهاست که پای سفره ی 7 سینم نمی نشینم ... اما روحم ، فکرم می روند پای آن
سفره های 7 سین کامل شده ای که درد دارند ! گلی را کم دارند ! باغبانی را بینشان ندارند !
با آنها اشک می ریزم . دعا می کنم ..
خدایا ! ای خدای خوبیهای بی نهایت ... ! التماست می کنم که پای سفره های 7 سین
آدمهای سال جدیدت غم نباشد ... صبر موج بزند .. دلی دلگیر نشود ... شادی همیشه باشد ..
خدایا حال دلمان را خوبه خوب کن .. آدمهای آدم نما را آدم کن !! که نشکنند دلهای بی گناه را ..
خدایا خودت هوای همه ی آدمهای پای سفره های 7 سینت را داشته باش. آمین یا رب العالمین
**** اللهم عجل یا مهدی ( عج ) ****** و اللهم صل علی محمد و آل محمد &&&&